نسخه آزمایشی

فیلم اونی نبود که تو فکر میکردی ! ها ها ها

Posted in بعضی وقتا که سینما میرم ~, تهران by AMIN KIA on فوریه 9, 2009

دیگه هر فیلمی که می بینی باید منتظر باشی تا یه جای داستان آقای کارگردان – توی توهم هم که شده – سرشو بیاره جلو و در حالی که ابروهاشو انداخته بالا و یه ته خنده  بک گراند  چهرشه با یه لحن حق به جانب بگه: دیدی رو دست خوردی؛ تو چی فکر میکردی؛ چی ی ی ی شد !
امسال تو جشنواره باید از همون اول فیلم حواست باشه که یه وقت فکر نکنی که فیلم همونه که داری می بینی بلکه چندین لایه پنهان زیر فیلم قایم شدن تا سر وقتش – معمولا آخر فیلم – تو رو غافلگیر کنن !
کمتر فیلمی تا امروز تو جشنواره  دیدم که ساختار روایی به سبک کلاسیک داشته باشه اما به بهای چی ؟ به بهای اینکه از بیشتر دقایق فیلم هیچی نفهمی و هی منتظر باشی که آخر فیلم برسه؛ دریغ از اینکه تو ساختار مدرن سینما در چنین فیلمایی کارگردان توی فیلم کم فروشی اطلاعات نمیکنه و تماشاگرو همراه خودش تا آخر فیلم می بره به عبارت دیگه بیننده مدام منتظر نیست که آخر فیلم برسه و کارگردان بیاد بگه : «دیدی رو دست خوردی؛ تو چی فکر میکردی؛ چی ی ی ی شد !»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.